تبلیغات
رنگ زندگی - مطالب ابر مادر
خدای من ، ناگفته هایم را اجابت کن .... از گفته هایم پشیمانم

نگارش در تاریخ یکشنبه 25 اردیبهشت 1390 توسط شهرام خسروان

دلم بیسکوییت مادر می خواهد
با چای شیرین
هوای وطن دارد دلم
سرد است و هوای دربند به سرم زده
و به سرم زده که با خیال تخت
بنشینم با تو
که بی خیال آسمانی که بالاست
و زمینی که زیر تخت است
به کودکیم برگردم
به کوچه دبستان
و ستاره ها را بشمارم از یک تا...
تا تقلب کنم از روی دست تو
آفتاب مهتاب چند رنگه ؟
سرخ و سفید هفت رنگه .

دلم بیسکوییت مادری می خواهد
با چای شیرین
و تو که روبرویم بنشینی
با بوی نان سنگک تازه
و خورشیدی در سینی روز
و تو که دوباره
دقیقه ها را به عقب برگردانی
ماه را
بر پیشانی شب بگذاری
و چشم بگذاری بر حواس پرتی من
و من از تو بپرسم
آفتاب مهتاب چند رنگه ؟
و تو با لبهایی خندان
دوچرخه را روی جک بگذاری
و بگویی
سرخ و سفید هفت رنگه



طبقه بندی: اجتماعی،  ادبی، 
برچسب ها: مادر،
Blog Skin