تبلیغات
رنگ زندگی - مطالب عکس
خدای من ، ناگفته هایم را اجابت کن .... از گفته هایم پشیمانم

نگارش در تاریخ یکشنبه 26 فروردین 1386 توسط شهرام خسروان



طبقه بندی: عکس، 
نگارش در تاریخ چهارشنبه 22 فروردین 1386 توسط شهرام خسروان

اگر عمر دوباره داشتم مى كوشیدم اشتباهات بیشترى مرتكب شوم. همه چیز را آسان مى گرفتم. از آنچه در عمر اولم بودم ابله تر مى شدم. فقط شمارى اندك از رویدادهاى جهان را جدى مى گرفتم. اهمیت كمترى به بهداشت مى دادم. به مسافرت بیشتر مى رفتم. از كوههاى بیشترى بالا مى رفتم و در رودخانه هاى بیشترى شنا مى كردم. بستنى بیشتر مى خوردم و اسفناج كمتر. مشكلات واقعى بیشترى مى داشتم و مشكلات واهى كمترى. آخر، ببینید، من از آن آدمهایى بوده ام كه بسیار مُحتاطانه و خیلى عاقلانه زندگى كرده ام، ساعت به ساعت، روز به روز. اوه، البته منهم لحظاتِ سرخوشى داشته ام. اما اگر عمر دوباره داشتم از این لحظاتِ خوشى بیشتر مى داشتم. من هرگز جایى بدون یك دَماسنج، یك شیشه داروى قرقره، یك پالتوى بارانى و یك چتر نجات نمى روم. اگر عمر دوباره داشتم، سبك تر سفر مى كردم.
اگر عمر دوباره داشتم، وقتِ بهار زودتر پا برهنه راه مى رفتم و وقتِ خزان دیرتر به این لذت خاتمه مى دادم. از مدرسه بیشتر جیم مى شدم. گلوله هاى كاغذى بیشترى به معلم هایم پرتاب مى كردم. سگ هاى بیشترى به خانه مى آوردم. دیرتر به رختخواب مى رفتم و مى خوابیدم. بیشتر عاشق مى شدم. به ماهیگیرى بیشتر مى رفتم. پایكوبى و دست افشانى بیشتر مى كردم. سوار چرخ و فلك بیشتر مى شدم. به سیرك بیشتر مى رفتم.
در روزگارى كه تقریباً همگان وقت و عمرشان را وقفِ بررسى وخامت اوضاع مى كنند، من بر پا مى شدم و به ستایش سهل و آسان تر گرفتن اوضاع مى پرداختم. زیرا من با ویل دورانت موافقم كه مى گوید: "شادى از خرد عاقل تر است".
اگر عمر دوباره داشتم، گْلِ مینا از چمنزارها بیشتر مى چیدم




طبقه بندی: عکس، 
نگارش در تاریخ سه شنبه 14 فروردین 1386 توسط شهرام خسروان
 


طبقه بندی: عکس، 
نگارش در تاریخ دوشنبه 28 اسفند 1385 توسط شهرام خسروان

سرور و سروری

سعادت و سربلندی

سیادت و سرافرازی

و سخاوت

هفت سین زندگیتان باد

 

دوباره آخر سال شد و همه مثل مورچه داریم میدویم ، انگاری كه آخر زمان است ، انگاری كه اگر همه پولهامونو از بانك نكشیم بیرون فردای دیگر این امر ممكن نیست ! دیشب دوباره برای بار چندم فیلم زیر نور ماه پخش شد ، تكرارش برای یاد آوری است برای اینكه یادمون باشه آدمهایی تو این دنیا هستند كه تمام دنیاشون یه پیكان 63 سفید یخچالی است و بچه هایی هستند كه به دامن كودك همسایه نگاه حسرت بار می كنند ، یادمون باشه این روزا تو عزای عزیزی بودیم كه كریم اهل بیت بود و ما ، من و شما كه مسلمانیم باید حركتی هر چند كوچك بكنیم ، دیروز تو كوچه همسایگی ما یه صاحبخانه اثاث یك مستاجر رو ریخته بود تو كوچه و همسایه جمع شده بودند كه جایی ردیف كنند تا این بنده خدا حداقل اسباباشو بذاره اونجا .... دوباره این روزها وقت دیدن فیلم آژانس شیشه ای هم هست ، كه یادمون باشه آدم های خالص و مخلص برنده این روزگارند و اونهایی كه قناعت دارند ثروتمندترین مردم هستند ،

 

باز آمدم چون عید نو تا قفل زندان بشكنم

ز آغاز عهدی كرده ام تا جان فدای تو كنم

بشكسته بادا پشت جان گرعهد و پیمان بشكنم

 

من نشكنم جز جور را ، یا ظالم بدغور را

گر ذره ای دارد نمك گبرم اگر آن بشكنم

باز آمدم چون عید نو تا قفل زندان بشكنم

 

چرخ ار نگردد گرد دل از بیخ و اصلش بر كنم

گردون اگر دونی كند گردون گردان بشكنم

باز آمدم چون عید نو تا قفل زندان بشكنم

 

خوان كرم گسترده ای مهمان خویشم برده ای

گوشم چرا مالی اگر من گوشه نان بشكنم

باز آمدم چون عید نو تا قفل زندان بشكنم

 

ای كه میان جان من ، تلقین شعرم می كنی

گر تن زنم ، خامش كنم ، ترسم كه فرمان بشكنم

باز آمدم چون عید نو تا قفل زندان بشكنم

 

گر پاسبان گوید كه هی ، بر وی بریزم جام می

دربان اگر دستم كشد ، من دست دربان بشكنم

باز آمدم چون عید نو تا قفل زندان بشكنم

......

 

امیدوارم سال خوبی برای همه باشد ، از همسایه و كودك منتظرش فراموش نكنید

از مادر بزرگ ها و پدر بزرگ ها فراموش نكنید

از غریبان خاك ....

از دوستان رفته ....

... واز من حقیر




طبقه بندی: عکس، 
نگارش در تاریخ پنجشنبه 17 اسفند 1385 توسط شهرام خسروان



طبقه بندی: عکس، 
(تعداد کل صفحات:7)      ...   3   4   5   6   7  

Blog Skin