تبلیغات
رنگ زندگی - مطالب عکس
خدای من ، ناگفته هایم را اجابت کن .... از گفته هایم پشیمانم

نگارش در تاریخ جمعه 18 اردیبهشت 1388 توسط شهرام خسروان

هزار و اندی سال است که مظلومان سیلی خورده عالم زیر لب زمزمه یا زهرا ( س ) دارند و هزار و صدو اندی سال است آقایی در انتظار است تا تقاص سیلی بنا حق و تمام سیلی هایی که ظالمین در این سالها بر گونه مظلومین زده اند بگیرد .
و هر بار که بنا حق سیلی خوردم یادم آمد از درب سوخته و دستان بسته آقا و کفایت کردم بذکر اللهم عجل لولیک الفرج

 

 


فاطمیه آمد و آن همدم و مونس کجاست ؟
شمع می پرسد ز پروانه گل نرگس کجاست ؟
در عزای مادرت یابن الحسن یک دم بیا
تا نپرسند این جماعت بانی مجلس کجاست ؟




طبقه بندی: اجتماعی،  ادبی،  عکس، 
برچسب ها: فاطمه،
نگارش در تاریخ دوشنبه 14 اردیبهشت 1388 توسط شهرام خسروان

داشتم دست نوشته های آخرین مذاکره ام  با شهردار منطقه 13 مهندس جعفری راجع به اصلاح الگوی مصرف رو جمع و جور می کردم که بشینم مقاله هامو تو این باب بدور از سیاست زدگی و از دید و فهم یک عضو ساده این اجتماع شروع کنم که برق رفت !

اولین تجربه ام در سال جدید در خصوص اصلاح الگوی مصرف تو همین بی برقی  نصیبم شد

قبل از عید هر موقع برق می رفت شمع روشن می کردیم و تا برق بیاد یک بسته شمع 500 تومانی دود شده بود رفته بود هوا ، با توجه به سوابق ایام گذشته یک فانوس چینی تو ایام عید از بازار زند شیراز خریدم و بعد از کلی در بدر گشتن یک نیم لیتری هم نفت تامین شد و کلاً دیگه تو ایام بی برقی فانوس روشن می کنیم و بس و از مصرف 500 تومان شمع جلوگیری می شود ، عجب نعمتی ست برق و قدرش رو نمیدونیم و مرتب چراغ اضافی روشن می کنیم !

تا اومدن برق حال ما گذشت به تماشای جمال پر نور یار و درود و تهنیت به روح ادیسون و دیگران

به امید خدا تا فرصتی دیگر

 




طبقه بندی: چطوری مصرف کنیم ؟،  اجتماعی،  عکس، 
برچسب ها: اصلاح الگوی مصرف،
نگارش در تاریخ شنبه 12 اردیبهشت 1388 توسط شهرام خسروان

روز چهارشنبه جیره کتابم بدستم رسید ، گر چه این چند ماه اخیر وضعیت ارسال اون از دستم خارج شده اما بالاخره تو این روزهای شلوغ و گرفتار وقتی بدون زحمت از بین چند تا کتاب یکی دو تا رو انتخاب می کنی و میاد دم خونه یه شانس خوبه که نصیب آدم میشه ، از اون سه تا کتاب پرچینی از اقاقیا رو برداشتم و خوندم ، کل داستان به این بر می گشت که آدم ها اونقدر تو زندگی روزمره غرق شده اند که از خودشون ، از آرزوهاشون ، آرزوهایی که گاهی بدون صرف یک ریال بدست می آید مانند تماشای ماشین های عروس !غافل شده اند ،  کتاب اونقدر شیرین بود که تا آخر شب تمومش کردم . راستش تمام شب تو فکر بودم و نتیجه اش این بود که فهمیدم همیشه برای یه چایی خوردن با دوست های قدیمی وقت هست . 

پنجشنبه من به دیدن دوستان قدیمی و رفتن بهمراه اونها برای ناهار صرف شد .

 

تو این عکسی که روز پنجشنبه اونو زیر بارون عجیب فشم گرفتیم نفر اول مجید رو از سال 71 فقط یکبار دیده بودم ، نفر دوم داریوش رو بعد از سال 71 تازه هفته پیش پیدا کردم و نفر سوم از راست سعید رو از 84 ندیده بودم و نفر آخر هم که خودم هستم .

همیشه برای دوستان باید وقتی رو آزاد کرد ، برای داشتن روابط انسانی ، اگر این دوستی ها نباشند چه تفاوتی ست بین ما و ماشین ؟

کی میتونه بمن تعهد بده که هفته دیگه برای دیدن دوستانم هستم و وقت دارم ؟

 

من درد ترا زدست آسان ندهم

دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم

از دوست بیادگار دردی دارم

کان درد بصد هزار درمان ندهم


طبقه بندی: اجتماعی،  عکس،  خاطره، 
برچسب ها: فشم، پرچینی از اقاقیا، جیره کتاب،
نگارش در تاریخ شنبه 5 مرداد 1387 توسط شهرام خسروان

اگه گوشت با منه
یه سری به این خاطرخوا بزن !
که بد جوری کلافته !
نمی دونم شنیدی یا نه . . .
می گن عمو حافظ
تو پیاله عکس طرفو می دیده !
منم پی ِ همین آدرس اومدم که حالا
قدمام مال خودم نیس !
د ِ نخند !
ما خیلی وقته تلو تلو خوردتیم




طبقه بندی: عکس، 
نگارش در تاریخ سه شنبه 25 تیر 1387 توسط شهرام خسروان

واسه ما آدم ها خیلی مایه خجالته وقتی بزرگ میشیم و می بینیم اون چیزی رو که راجع به بقیه فکر می کردیم با حقیقت فاصله زیادی داشته !
با خودم فکر میکردم پدرم چقدر سخت گیره هی میگه برقو خاموش کن
چقدر بی ذوقه از سینما خوشش نمیاد
چقدر بی سلیقه است از مرغ بالشو دوست داره
راستی موز هم دوست نداشت


امروز من هم مثل پدرم شده ام
و پسرانم در مورد من همونطوری فکر می کنند که من راجع به پدرم فکر میکردم
اما من هنوز این فرصت رو دارم که دست پدرم رو ببوسم

دست پدرانمان را بخاطر اشتباهاتی که مرتکب شده ایم ببوسیم
تا دیر نشده


پدر روزت مبارک

(

1851989,218503,21);">حذف

۱۳۸۷

مباش جان پدر غافل از مقام پدر


                                           که واجب است به فرزند احترام پدر

               اگر  زمانه  به  نام  تو  افتخار  کند

                تو در زمانه مکن فخر جز به نام پدر

تا یادم نرفته بگم

مسئول صنف فروشندگان جوراب و زیرپوش تهران هم عید رو تبریک گفته بودند  




طبقه بندی: عکس، 
(تعداد کل صفحات:7)      1   2   3   4   5   6   7  

Blog Skin