تبلیغات
رنگ زندگی - مطالب ادبی
خدای من ، ناگفته هایم را اجابت کن .... از گفته هایم پشیمانم

نگارش در تاریخ یکشنبه 10 خرداد 1388 توسط امین سرخیان

اول سلام به تمام دوستان گرامی .

خواستم شعر جدید خودم را با نام آرزوی ندا معرفی کنم

 

                          

گهی خوش خط خال گه چموشی

                                  گهی همچون یک اهو پر خروشی

گهی داری نشانی از صفایش

                                  چنان باشد که گویی جان فدا یش

گهی دارد نشان از بیقراری

                                که عالم می کشد چشم انتظارش

گهی دارد نوای نی نوایش

                                   گهی دم میزند از ذوالفقارش

گهی فریاد کش در اوج مستی

                                 به زیر آرد نشان بت پرستی

اگر می شد همه باشد هوایش

                                نمی ماندم دگر دور از ندایش 




طبقه بندی: ادبی، 
برچسب ها: آرزوی، ندا، فاطمه،
نگارش در تاریخ چهارشنبه 6 خرداد 1388 توسط شهرام خسروان

ایام ایام سوگواری ست و بنا به مقتضیات ایام متن زیر که با استفاده از آیات قرآنی تهیه شده است که البته از طریق ایمیل بدستم رسیده را بشما هدیه می کنم . التماس دعا دارم

دل گفته ای با خدا
گفتم: خسته‌ام

گفت: لاتقنطوا من رحمة الله
.::
از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53


گفتم: انگار، مرا فراموش کرده ای!

گفت: فاذکرونی اذکرکم
.::
منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152


گفتم: تا کی باید صبر کرد؟

گفت: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
.::
تو چه می‌دانی! شاید موعدش نزدیک باشد (احزاب/63


گفتم: تو بزرگی و نزدیکیت برای منِِِ کوچک، خیلی دوره! تا آن موقع چه کار کنم؟

گفت: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
.::
کاراهایی که به تو گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کند (یونس/109


گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچک است... یک اشاره‌ کنی تمامه!

گفت: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
.::
شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216


گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟

گفت: ان الله بالناس لرئوف رحیم
.::
خدا نسبت به همه‌ی مردم - نسبت به همه مهربان است (بقره/143


گفتم: دلم گرفته

گفت: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
)
مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشند (یونس/58


گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله

گفت: ان الله یحب المتوکلین
.::
خدا آنهایی را که توکل می‌کنند دوست دارد (آل عمران/159


گفتم: خیلی چاکریم!


گفت: و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره
.::
بعضی از مردم خدا را فقط به زبان عبادت می‌کنند. اگه خیری به آنها برسد، امن و آرامش پیدا می‌کنند و اگر بلایی سرشان بیاید تا امتحان بشوند، رو گردان میشوند. خودشان تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنند (حج/11) ::


گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم ؛

گفت: فانی قریب
.::
من که نزدیکم (بقره/??::.


گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد به تو نزدیک بشوم

گفت: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.::
هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/??::.


گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!

گفت: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
.::
دوست ندارید خدا شما را ببخشد؟! (نور/?::.


گفتم: معلومه که دوست دارم مرا ببخشی

گفت: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
.::
پس از خدا بخواهید شما را ببخشد و بعد توبه کنید (هود/?::.


گفتم: با این همه گناه... آخر چه کاری می‌توانم بکنم؟

گفت: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.::
مگر نمی‌دانید خداست که توبه را از بنده‌هایش قبول می‌کند؟! (توبه/??::.


گفتم: دیگر روی توبه ندارم

گفت: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (
ولی) خدا عزیزو دانا است، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/?-::..


گفتم: با این همه گناه، برای کدام گناهم توبه کنم؟

گفت: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.::
خدا همه‌ی گناه‌ها را می‌بخشد (زمر/?::.


گفتم: یعنی اگر بازهم بیابم؟ بازهم مرا می‌بخشی؟

گفت: و من یغفر الذنوب الا الله
.::
به جز خدا کیه که گناهان را ببخشد؟ (آل عمران/??::.


گفتم: نمی‌دانم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتشم می‌زند؛ ذوبم می‌کند؛ عاشق می‌شوم! ... توبه می‌کنم

گفت: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.::
خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم آنهایی که پاک هستند را دوست دارد (بقره/??::.


ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک

گفت: الیس الله بکاف عبده
.::
خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/?::.


گفتم: در برابر این همه مهربانیت چه کار می‌توانم بکنم؟

گفت:یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
.::
ای مؤمنین! خدا را زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هایش بر شما درود و رحمت می‌فرستند تا شما را از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیاورند. خدا نسبت به مؤمنین مهربان است. (احزاب/??-?::.


گفتم: هیچ کسی نمی‌داند تو دلم چه می‌گذرد

گفت: ان الله یحول بین المرء و قلبه
.::
خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.


گفتم: غیر از تو کسی را ندارم

گفت : نحن اقرب الیه من حبل الورید
..::
ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16




طبقه بندی: اجتماعی،  ادبی،  مناجات، 
برچسب ها: زهرا، سوگواری، قرآن،
نگارش در تاریخ چهارشنبه 30 اردیبهشت 1388 توسط شهرام خسروان

تو مدت دو ماهی که برای شرکت در یک دوره بازآموزی در لندن بودم در همسایگی دوستم مردی حدوداً پنجاه ساله زندگی می کرد بنام جرج . شخصیتی دوست داشتنی داشت ، خنده رو ، با محبت ، مهمان نواز . جرج دفترچه ای سرشار از نوشته های ادبی داشت که بقلم خودش تحریر کرده بود ، این نوشته ها بقدری زیبا و عارفانه بود که انسان را به سیر و سلوک در ابرها می برد ، بطور مثال به قطعه زیر که راجع به پدر و مادر گفته شده توجه کنید :

 

خدایا مرا چنان كن كه از والدینم همچون از پادشاه ستمكار بترسم، و همچون مادر مهربان درباره ایشان خوش رفتارى كنم. فرمانبردارى و نیكوكارى درباره ایشان را در نظرم از لذت خواب در چشم خواب آلوده لذیذتر، و در كام دلم از شربت گوارا در مذاق تشنه گواراتر ساز. تا آرزوى ایشان را بر آرزوى خود ترجیح دهم و خشنودى‏شان را بر خوشنودى خود بگزینم، و نیكوئى ایشان را درباره خود هر چند كم باشد افزون بینم و نیكوئى خویش را درباره ایشان گر چه بسیار باشد كم شمارم.

 

اى كسى كه بدیها را به چندین برابرش از خوبیها تبدیل مى‏كنى.خدایا هر تندروى كه در گفتار با من كرده‏اند، یا هر زیاده روى كه درباره من روا داشته‏اند، یا هر حق كه از من فرو گذاشته‏اند، یا هر وظیفه كه در انجامش درباره من كوتاهى كرده‏اند، پس من آن را به ایشان بخشیدم، و آن را وسیله احسان درباره ایشان ساختم، و از تو مى‏خواهم كه بار وبال آن را از دوش ایشان فرو گذارى، زیرا كه من نسبت به خود گمان بد به ایشان نمى‏برم، و ایشان را در مهربانى نسبت به خود مسامحه كار نمى‏دانم، و از آنچه درباره‏ام انجام داده‏اند ناراضى نیستم

 

خدایا اگر ایشان را پیش از من آمرزیده‏اى پس ایشان را شفیع من ساز و اگر مرا پیش از ایشان مورد آمرزش قرار داده‏اى پس مرا شفیع ایشان كن، تا در پرتو مهربانى تو در سراى كرامت و محل مغفرت و رحمتت گرد آئیم، زیرا كه تو صاحب فضل عظیم و نعمت قدیمى، و تو مهربان‏تر مهربانانى.

 

 

 

گر چه این جملات از زبان انگلیسی ترجمه شده اند اما هنوز طراوت و زیبایی خود را دارند ، زیبایی که از مهد اروپا آمده .

 

 

خاطره ذکر شده کلاً دروغی بیش نبود ، جرجی هم وجود نداشت ، همه ما روزانه ایمیل هایی را دریافت می کنیم که در آنها از زیبایی و خدا و عدالت و نیکی صحبت شده ، و چقدر با لذت اونها رو می خونیم و فوراً هم برای بقیه دوستانمون فوروارد می کنیم ! آیا واقعاً سعی کرده ایم در این چهار گوش کوچک گوگل که دروازه ای ست از دنیا بروی ما گاهی کلماتی مانند محمد ، عدالت ، سجاد یا صحیفه سجادیه را جستجو کنیم ؟ آیا این جستجو نشانه تحجر ماست ؟

حاضریم روزانه جرج و امثال جرج ها بدور از چشم ما شیعه های علی ، کتاب های بزرگان ما را با کمی دستکاری بنام اصول و آیین دین مسیحیت بخورد ما بدهند اما حاضر نیستیم برای درک لذت مناجات برای یکبار هم که شده صحیفه سجادیه را جستجو کنیم !

تمامی مناجات جرج برگرفته از کتاب صحیفه سجادیه بود و دقیقاً که فکر می کنم متوجه می شوم کسانی که در آنطرف آب ها از فرهنگی غنی بهره ای ندارند منابع ما را بنام خود می بلعند و مسلمان تر از ما هستند .

 

 

 




طبقه بندی: اجتماعی،  ادبی،  مناجات، 
برچسب ها: صحیفه سجادیه،
نگارش در تاریخ دوشنبه 28 اردیبهشت 1388 توسط امین سرخیان

                     

چند روزیست كه گویی مرده ام          

                                   بعد از آن روز سیه افسرده ام

گاه تنهایم گهی هم خسته ام        

                                    در بلای روزگار بشكسته ام

می نویسم بلكه خود پیدا كنم           

                                    من بلای عشق را حاشا كنم

می نویسم چون كه من جا مانده ام    

                                         در غم عشق تو تنها مانده ام

می كشم بار غمت را من به دوش    

                                     این بلا حق من است.پس نوش نوش

از كجایم در كجایم چیستم

                                      من چرا عشق شدم من كیستم

عاشقی شد باعث ویرانگی  

                                      من خوشم با عالم دیوانگی




طبقه بندی: ادبی، 
نگارش در تاریخ یکشنبه 27 اردیبهشت 1388 توسط امین سرخیان

با سلام خدمت تمام مخاطبان عزیز

من امین سرخیان دانشجوی رشته میكانیك خودرو هستم بر حسب اتفاق با آمدن در وادی شعر و ادب فارسی ذوق و استعداد خودم را در این زمینه پیدا كردم و خواستم تعدادی از سروده های خودم را به لطف آشنایی با جناب خسروان در اختیار مخاطبین گرامی قرار بدهم. لذا از دوستان گرامی خواهشمندم كه در صورت وجود نقاط ضعف در دست نویس های من با تذكر بنده را آگاه و خوشحال نمایند.




طبقه بندی: ادبی، 
برچسب ها: امین، شعر،
(تعداد کل صفحات:12)      ...   4   5   6   7   8   9   10   ...  

Blog Skin